مدیریت دانش، مولفه کلیدی در نظام ملی نوآوری و کسب توانایی رقابت در اقتصاد دانش ب
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

مدیریت دانش، مولفه کلیدی در نظام ملی نوآوری و کسب توانایی رقابت در اقتصاد دانش بنیان

 

دکتر مجید متقی طلب[1]- فاطمه بلالایی [2]

 

چکیده

در برنامه چهارم توسعه کشور ، عنصر دانایی به عنوان رکن اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی معرفی شده است . در نظام های توسعه ای مبتنی بر دانش، مدیریت دانش(Knowledge  Management)  ، مولفه کلیدی در راهبرد توسعه ای تلقی میشود. بجهت ناهماهنگی بین مراکز علمی، تحقیقاتی ، صاحبان فن و اندیشه از یکطرف و نهادهای متکفل اجرای برنامه توسعه از طرف دیگر، و نیز فقدان راهبرد مشخص و مدون، زیر ساخت های اجرایی برنامه با چالش های جدی مواجه میباشد. با این وصف لازم است الگوی بومی مدیریت دانش، فناوری و نوآوری متناسب با شرایط و پتانسیل های ویژه برای ایجاد و تقویت ساختار نظام ملی نوآوری همراه با ترویج فرهنگ کارآفرینی طراحی و اجرا گردد. چالش اصلی در رابطه با اعمال راهبرد مدیریت دانش در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه از جمله ایران، چگونگی تولید و مدیریت بر دانش است. اگر بپذیریم که مدیریت دانش بستر کسب مهارت و رقابت پذیری پویاست، برای پیاده سازی موثر مدیریت دانش، لازم است 6 محور ساختاری اصلی شامل  : منابع دانش، نظام های مدیریت دانش، دانش سازمانی، مدیریت نوآوری، سرمایه فکری،و زمینه های سازمانی، مورد توجه قرار گیرد. ایجاد چنین ساختاری به مطالعه تطبیقی و طراحی مدل متناسب با شرایط و ویژگیهای بومی در برنامه های توسعه اقتصاد دانایی محورنیاز دارد.


مدیریت دانش، مولفه کلیدی در نظام ملی نوآوری و کسب توانایی رقابت در اقتصاد دانش بنیان

 

دکتر مجید متقی طلب[1]- فاطمه بلالایی [2]

 

چکیده

در برنامه چهارم توسعه کشور ، عنصر دانایی به عنوان رکن اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی معرفی شده است . در نظام های توسعه ای مبتنی بر دانش، مدیریت دانش(Knowledge  Management)  ، مولفه کلیدی در راهبرد توسعه ای تلقی میشود. بجهت ناهماهنگی بین مراکز علمی، تحقیقاتی ، صاحبان فن و اندیشه از یکطرف و نهادهای متکفل اجرای برنامه توسعه از طرف دیگر، و نیز فقدان راهبرد مشخص و مدون، زیر ساخت های اجرایی برنامه با چالش های جدی مواجه میباشد. با این وصف لازم است الگوی بومی مدیریت دانش، فناوری و نوآوری متناسب با شرایط و پتانسیل های ویژه برای ایجاد و تقویت ساختار نظام ملی نوآوری همراه با ترویج فرهنگ کارآفرینی طراحی و اجرا گردد. چالش اصلی در رابطه با اعمال راهبرد مدیریت دانش در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه از جمله ایران، چگونگی تولید و مدیریت بر دانش است. اگر بپذیریم که مدیریت دانش بستر کسب مهارت و رقابت پذیری پویاست، برای پیاده سازی موثر مدیریت دانش، لازم است 6 محور ساختاری اصلی شامل  : منابع دانش، نظام های مدیریت دانش، دانش سازمانی، مدیریت نوآوری، سرمایه فکری،و زمینه های سازمانی، مورد توجه قرار گیرد. ایجاد چنین ساختاری به مطالعه تطبیقی و طراحی مدل متناسب با شرایط و ویژگیهای بومی در برنامه های توسعه اقتصاد دانایی محورنیاز دارد.

 

کلمات کلیدی : مدیریت دانش -  توسعه دانایی محور -  نظام نوآوری

 

1     مقدمه

عدم سازگاری دانش با محیط و نهادهای اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی وابسته به آن از جمله چالشهای مهم دربسیاری ازکشورهای در حال توسعه در نظر گرفته می شود. این نابهنگامی را می توان با دو نگرش تجزیه و تحلیل نمود شامل : الف-   رویکرد جامعه شناختی    ب-   رویکرد مدیریتی

از دیدگاه جامعه شناختی، فقدان کلیت و پیوستگی علم با نهادهای مذکور مورد توجه قرار میگیرد در حالیکه رویکرد مدیریتی ناظر به ارتباط بین نظام علم و سایر نهادهای اجتماعی می باشد (قانعی ،1382).

اگر در نظر بگیریم که امروزه جهانی شدن به مفهوم امکان برقراری ارتباط و تبادل در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است ، در این صورت لزوم نوعی هماهنگی در ضوابط و مقررات مربوط به تبادلات و ارتباطات اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی دا خل با خارج بیش ازپیش احساس می شود.

مطالعه تطبیقی بین کشورهای توسعه یافته و کشورهای جهان سوم مشخص می کند که وجود ناهماهنگی  بین مراکز علمی ، افراد خلاق و صاحبان اندیشه از یک طرف و نهادهای متکفل توسعه از طرف دیگرمنجر به گسستگی بین این دو بخش شده و هیچ راهبرد مشخص و تعریف شده ای جهت ارتباط و هماهنگی بین آنها وجود ندارد نشانه های این گسستگی عبارتند از (قانعی، 1382).

 

الف ) فقدان ارتباط علم با نظامهای تصمیم گیری ،  خدمات و تولید

ب ) فقدان توان نظریه پردازی و تحلیل مسایل

ج) عدم ارتباط بین متون درسی در  مقاطع مختلف تحصیلی با  نیازهای جامعه که منجر به عدم توانایی نظـام آموزشی برای تربیت نیروی انسانی و کارشناسان توانمند در کلیه زمینه ها می شود .

بر اساس ارزیابی کمی و تحلیل نتایج حاصل (که توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام شده) در مورد موانع توسعه علم  وفناوری ، به نکات مهمی اشاره شده که برخی از آنها عبارتند از:(بی نام، 1382)

 

1-1- اقتصاد کشور به علل تاریخی دانش بر نیست، لذا علم و فناوری تجاری نمیشود. بنابراین تولید آن ساز و کار مقرون بصرفه نداشته و دارای محرک پایدار نیست.

1-2- مدیریت کشور کمتر مبتنی بر دانش است

1-3- سامانه علم و  فناوری کشور از انسجام و هماهنگی درونی برخوردار نبوده و همکاری هم افـزا بین آنها برقرار نمی باشد.

ارائه روش مناسب جهت رفع موانع فوق وآثار ناشی از نا همزمانی علم و جامعه ، هر تحلیلگر اندیشمندی را به سـمت واژه ,,  مدیریت دانش ،،  هدایت می کند . اگر در نـظر بگیریم که در عصــرجهانـی شــدن مولفه اساسی در حفظ مزیتهای رقابتی ، ملتهاوسازمانها قدرت دانش است، آنگاه اهمیت مقولـه مدیریت دانش چشمگیرتر می شود.(ایرانشاهی، 1382)

 

2   مفهوم مدیریت دانش و برخی تعاریف ارائه شده

مدیریت دانش ناظر بر مجموعه ای از فرآیند ها است که طی آن جریان دانایی در یک جامعه به صورت مستمر و فزآینده هدایت می شود.(Santosus and surmacz, 2004)

واژه مدیریت دانش تعاریف مختلفی داردکه برخی ازآنها عبارتنداز:( Correia and Sarmento, 2003)

2-1- بخشی از مجموعه سلسله مراتب متشکل از داده ، اطلاعات ، دانش و معرفت است.

2-2- موقعیتی است که به اطلاعات داخل سازمان ارزش می بخشد.

2-3- مسیری است که در آن دانش خلق و کسب شده و برای نیل به اهداف استفاده می شود.

2-4- روند آگاهانه ایجاد ، اعتبار بخشی ، ارائه  ، و توزیع دانش و کاربرد آن است.

2-5- فرآیند نظام منـد نمـودن ، انتخاب ، سازماندهـی و ارائـه دادن ، اطلاعات و دانش بگونـه ای است که درک فرد را در زمینه خاص و مورد نظر بهبود دهد.

2-6- به سازمان کمک میکند تا از مجموعه تجربیات حاصله درک مدون و شفافی بدست آورده و انعطاف پذیری را افزایش میدهد.

2-7- مجموعه ای از اعمال منظم و نظام مند است که برای بدست آوردن با ارزش تریـن نتیجـه از دانش در دسترس انجام میشود.

 

3   ضرورت مدیریت دانش و راهبرد های کلیدی آن در توسعه مبتنی بر دانایی

در توسعه اقتصادی دانایی محور، مدیریت دانش از ارکان اصلی محسوب میشود، برای این ادعا دلایلی ذکر میشود که برخی از آنها عبارتند از: (Cowan and paal,2000)

 

3-1- پیشرفت فوق العاده سریع فناوریهای مختلف درقرن جدید

3-2-سرعت خلق نوآوری ها و رقابت شدید در بازاریابی

3-3-کاهش اندازه نیروی کار تحت تاثیر عنصر رقابت در اقتصاد جهانی

3-4-کاهش طول زمان جهت کسب دانش و تجربه

این رکن اساسی در توسعه آنگاه به صورت موثر و کارآ ظاهر میشود که در برنامه توسعه ای، راهبردهای ویژه ای برای مدیریت دانش منظور گردد، آنگونه که در (تصویر1) مشاهده میشود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر1 : مدل راهبردی مدیریت دانش ( منبع : Zack, 1999 )

 

درتصویر بالا هر راهبرد ازیک طرف دارای اثرات مجرد ومربوط به خود بوده وازطرف دیگر        راهبرد های مختلف  در سیستم روی همدیگر تاثیر خواهند گذاشت.

 

4   فرآیند مدیریت دانش ، اصول و ویژگیهای آن

درک فرآیند مدیریت دانش مستلزم توجه به این نکته اساسی است که حرکت بر مدار دانایی خود مشتمل برچند گام است که از داده (Data ) شروع شده و به دانایی (Wisdom) می رسد. در(تصویر2)  چگونگی روند این حرکت نشا ن داده شده است. (Davenport,Prusak, 1998)

بر مبنای تصویر2 ، اطلاعات ، دانش و دانایی را نباید به عنوان یک مجموعه جمع بندی شده ساده در نظر گــرفت ، بلکـه لازم است مفهـوم هـر یک به صورت مجـرد و نیز ارتبـاط آنهـا بـا هـم به صـورت عمیق درک شود . آنچــه که  تحت عنـوان داده در این فرآیند مشاهـده می شــود به عـنوان نقطــه ای در نظـر گرفتـه می شـود که از نظر زمـان و مکـان بـدون معنی است ( همانند یـک حـرف یـا یـک کلمه در یک جملـه کــامـــل).در عیـــن حـــال بــه جمــع آوری  ســاده  مـجـمــوعـه ای  از  داده هــا نـمـی تــوان  واژه اطلاعات(Information)اطلاق نمود بلکه واژه اطلاعات ناظر به توصیف دقیق و تعریف مشخص از یک مقوله خاص است که پاسخ سئوالاتی مانند چه، چه کسی، چه وقت و کجا  از آن بدست می آیـد. طـی گذر از اطلاعات و پس از درک صحیح مسیر و روند حرکت، مقصد بعدی دانش (Knowledge) است که متشکل از استراتژی، عمل و رویه یا روش می باشد.

 

 

 

 

 

                                                                                                                    

                                                                                                            

 

 

 

 

 

                                                                                                               

 

 

 

 

 

تصویر 2 : مراحل حرکت از داده به دانایی (اقتباس از Fleming, 1996  )

 

درگـام بعـد چنانچه دانش با تجسم اصـول و مبانـی همراه شـده و بینش و بصیرت بـه آن ضمیمه گـردد، دانایی و معرفت (Wisdom) حاصل خواهد شـد. بنابراین مدیریت دانش به مجموعـه فرآیند هایی اطلاق میشودکه طی آن داده ها به معرفت تبدیل می شود.برای این مدیریت ویژگیها و اصولی در نظر گرفته اند که برخی از آنها بشرح زیر است :

4-1- مدیریت دانش از امور با هزینه بالاست.

4-2- مدیریت موثر دانش نیاز به تلفیق توانمندیهای مردم و فناوری دارد.

4-3-  اجرای مدیریت مستلزم سطوح بالای اقدامات مدبرانه میباشد.

4-4- مدیریت دانش به مدیران دانش نیاز دارد.

4-5- منافع مدیریت دانش بیش از منافع نقشه به مدل و بیش از منافع بازاریابی به سلسله مراتب است.

4-6- تسهیم و استفاده از دانش غالباً در زمره امور عادی طبقه بندی نمی شود.

4-7- مدیریت دانش به مفهوم بهبود فرآیندهای کار دانش است.

4-8- دستیابی به دانش تنها نقطه آغاز است.

4-9- مدیریت دانش هیچگاه پایان پذیر است.

4- 10- مدیریت دانش نیازمند قرارداد دانش است.

5  یک سیستم مدیریت دانش چگونه کار می کند؟

در بسیاری از سازمانها و موسسات از معضل های اساسی این است که  ازمیزان دانایی و دانش آگاهی کافی وجود ندارد . درچنین شرایطی اغلب، تلاشها مضاعف شده و بعضاً به بیراهه می رود در این سازمانها باید دو سوال اساسی طر ح شده و به  آن پاسخ داده شود:

الف- سرمایه  های مبتنی بر دانش کدامند؟

ب- چگونه باید این سرمایه ها مدیریت شده تا امکان باز گشت حداکثرسود میسر گردد؟

پاسخ به سوالات بالا بستگی به چند عامـل دارد ، مانند : نـوع سازمـان ، فـرهنگ حاکم بـر آن و نیاز هـا بعلاوه مدیریت موثر دانش روی راه حلهایی متمرکز است که کل سیستم شامل سازمان ، منابع انسانـی و فناوری را در بر می گیرد . بنابر این می تـوان گفت که کارکـرد مدیریت دانش ناظر بر مجمـوعـه ای از اقـدامـات نـظام مـنداست که دستیـابی به رانـدمــان حـداکثر ، پا یـا و مـوثـر از دانش را میسـر می کـند                   ( Correia and Sarmento, 2003) .

رسیدن به هدف فوق مستلزم داشتن راهبرد مدیریت دانش است که برمبنای آن خلق دانش، بقای دانش، انتقال دانش و بهـره گیری از دانش در سازمـان بطورمشخص تعریف وروابط حوزه های عملکردی هــر یک نیز تعیین می شود. (تصویر3)

 

       
   
     
 

 

                                                                                        

 

 
   

 

                                                                                                                                      

 

 
   

 

 

 

 

 

تصویر3 : مدل عمومی جریان دانش در یک سازمان (Newman and Conrad,1999)

6   طرح کاری برای اجرای یک برنامه موثر مدیریت دانش

برای پیاده سازی یک برنامـه مـدیریت دانش موفـق ، تلفیـق ماهرانـه ای از منابـع و امکانـات شامـل منـابع انسانی، فرآیند هـای تجـاری مناسب وفناوری اطلاعـات وارتباطات الزامـی است. بـرای پیکر بنـدی یک طرح اجرایی مدیریت دانش پایه، شش محورزیرموردتوجه قرارمیگیرد:

(Correia and Sarmento, 2003)

6-1- منابع دانش

6-2-سیستم های مدیریت دانش (مشتمل بر فرآیند ها و ابزار ها)

6-3- دانش سازمانی

6-4-محیط و بستر سازمانی و فرهنگ

6-5-سرمایه فکری

6-6-مدیریت نظام  نوآوری

در اعمال صحیح مدیریت دانش در یک سازمان باید چگونگی ایجاد، دستیابی و بهره برداری از منابع دانش به طورکامل تعریف شده و سیستم های مدیریتی ناظر به فناوری های مورد نیاز برای فرآیند موثر مدیریت دانش ،  با ویژگی های زیر پیش بینی شود :

الف) تهیه امکانات زیر ساختی (مانند خطوط شبکه محلی و جهانی) برای ارتباط، ذخیره، تبادل جستجو و اصلاح اطلاعات و اسناد.

ب ) فراهم بودن زمینه های لازم برای فعالیت های گروهی (Team work) در مکان های جغرافیایی مختلف.

ج ) امکان بکا رگیری کار شناسان خبره دریک نظام مدیریت دانش دو طرفه.

از جمله محور های مــورد اشاره در بــالا دانش سازمانـی است که مشتمـل بر قابلیت ذخـیره ، اصـلاح و جمع آوری مجدد می باشد. امروزه بر مبنای دانش سازمانی نگرش های رقابتی و تجاری از حالت دانـش فردی خارج شده و دارای ساختار اجتماعی شده است. در چنین ساختاری بــر هم کنش افـراد با محـیـط پیرامونی از جمله مولفه های اساسی محسوب شده و باید به طریقی مدیریت شـود تا هـر فـرد به صـورت موثر بر انگیخته شده و به سمت تولید دانش سوق داده شوند.

حفظ فضایی که در آن تولید دانش به عنوان یک ارزش نگریسته شود،  نیاز به قوانین و          دستورالعمل هایی دارد که در آن سرمایه فکری ( Intellectual Capital )بـه عنوان منابــع غیر محسوس(Intangible) بجای منابع محسوس(Tangible) به رسمیت شناخته شـود. بنابرایـن در نظــام مبتنی بر مدیـریت صحیح دانش، سرمایه فکری که مشتمل بر مجموعه انسان، ساختار و روابـط بین آنهاست، باید بـه عنـوان مبنــای ارتقـای موسسات و سازمانها در محاسبات دخالـت داده شود (ایرانشاهـی،1382) در چنیـن سازمانهـایــی مدیریت دانش باید  قادر به حمایت از خدمـات و تولیدات نوآورانه بـوده و در ایـن راستـا دارای راهـبرد موثر در پشتیبانی از نوآوریهای علمی و فنی باشد.

اتخاذ یک روش مدیریت دانش متناسب با شرایط و خصوصیات بومی، مستلزم پاسخگویی به سئوالاتی است که مهمترین آنها عبارتند از : ( Haggie and Kingston, 2003)

1- چه هدف ( اهدافی ) از اجرای یک مدیریت دانش دنبال می شود؟

2- چه انتظاراتی باید دنبال شود؟

3- بیشتر روی چه مواردی تاکید دارید ؟ مهارت های بومی ، ایجاد یک استاندارد خارجی ، تشویق نوآوری و خلاقیت یا یادگیری دانش از داده ؟

4- به چه فناوریهای نیاز دارید ؟ در چه فناوریهایی مهارت دارید ؟

5-  مردم به چه نوع علمی برای حل مشکلات شان اعتماد دارند؟ مستقیم وبدون واسطه یا غیر مستقیم  و ضمنی.

6- برنامه تجزیه و تحلیل شما بر چه محوری استوار است ، دانش موجود یا ایجاد دانش جدید ؟

7-  مهمترین فعالیتهای مورد نظر شما حول کدام مورد ( موارد ) متمرکز است : طبقه بندی ، تشخیص ، ارزیابی ، ارائه کردن ، بهینه سازی ، طراحی ، برنامه ریزی و کنترل.

7   مدل مدیریت دانش

اجرای یک برنامه مدیـریت دانش منطبق بر اصول و محـورهای مـورد اشـاره نیـاز به طراحـی یک مــدل مناسب دارد .مدل موفـق مدیریت دانش به مـدلـی اطـلاق می شـود که درآن نکـات زیـردر نظـر گرفتـه شود.(Flynn, 2004)

7-1- سند سازمانی راهبرد مدیریت دانش که دارای ویژگیهای زیر باشد :

7-1-1-  با راهبرد سازمان و دیدگاه تعریف شده آن در یک راستا باشد.

7-1-2- مدیریت ارشد سازمان نسبت به آن متعهد باشد.

7-1-3- در سطح سازمان نافذ باشد.

7-1- 4- ازجنبه های ساختاری و فرآیند های تجاری یکپارچه برخوردار باشد.

7-2-  تخصیص منابع کافی بر مبنای یک ساختار پیشرونده در آن پیش بینی شود.

7-3-  فرهنگ سازمان مبتنی برحمایت از اشتراک دانش وجود داشته باشد.

7-4-  شناسایی مستمر دانش های مستقیم و غیر مستقم مرتبط لحاظ گردد.

7-5- فناوری مناسب جهت حمایت از فرآیندهای مدیریت دانش در دسترس باشد.

7-6- سیستمهای اندازه گیری و تشویق دانش پیش بینی شود.

7-7- ارزیابی منظم و مکرر برای توسعه مستمر منظور گردد.

با تکیه بر خصوصیات مذکور ممکن است مدلهای متفاوتی ارائه شود که از جمله آنها مدل زیر می باشد :

 

 

 

 

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر4 : یک مدل مدیریت دانش ( اقتباس از Flynn,2004 )

8   استنتاج نهایی

در عصر جدید " عنصر مغز افزار و رقابت فناورانه " به عنوان شاخص برتری در رقابت ملت ها محسوب شده  و از اینرو تلاش مستمر جهت ساماندهی نتوآوری های فناورانه مورد تأکید بوده و بنیاد سرمایه گذاریهای نوین مـعرفی میشود . در ایـن راستـا سیاست علـم و فناوری جهـت تعیین مسیر حرکت سرمایه هـای علمـی و فنـاوری جامعـه و دستیابی به اهداف توسعه ای دانش محور باید در سیاستگذاری و برنامه ریزی مورد توجه قرار گیرد.  برای ارتقای شاخص های علم و فناوری و دستیابی بـه جایگاه مطلـوب در عرصـه بین المللی و بدست آوردن امکان رقابـت بـا کشورهای پیشرفته لازمست موانع مربـوط به گسستگی دانش و جامعه بر داشته شـده و بین سیاستهـا و راهبردهـای علم و فناوری با راهبردهای توسعه اقتصادی ، اجتماعی و اقتصادی کشور هماهنگی ایجاد گردد .

مدیریت دانش راهبردی است که طی آن دستیابی به توسعـه درون زا ، پایـدار ، و پویـا را در قالـب یـک ساخـتار مبتنی بر علم و دانایی میسر می نماید.در جامعه مبتنی بر این ساختارتولید دانش و ذخایر آن سیر فزآینـده داشتـه و بعنوان سرمایه اساسی ، قابل اندازه گیری و بعنوان رکن بنیادین در رقابت بین ملتها ایفای نقش خواهند نمود.

 

9   منابع

1-     قانعی راد ، محمد امینی، 1382 ، ناهمزمانی دانش ، روابط علم و نظام های اجتماعی – اقتصادی در ایران – مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

2-     بی نام ، 1382. هیئت نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی شورای عالی انقلاب فرهنگی ، ارزیابی علم و فناوری – اولین ارزیابی کلان

3-    بات گانت دی مترجم : ایرانشاهی محمد ، 1382 ، مدیریت دانش در سازمان ها :بررسی تأثیر متقابل فناوری ، فنون و انسان ، علوم اطلاع رسانی ، دوره 18 ، شماره دوم

 

4- Correia Ann. M, Sarmento anabela, 2003, Knowledge management: key competences and skills for innovation and competitiveness, The technology and HRM conference on the dual interaction between technology and human resource, France. 2003, 19-21 may                                                                                       

 

5- Cowan Robin and paal Gert V. D., 2000, Innovation Economy, publication no. Eur 17023 of the commission of European communities Luxembourg, 43pp

 

6- Davenport Thomas H., 2004, Some Principles of Knowledge Managemant

http://www.mccombs.utexas.edu/kman/kmprin.htm

 

7- Flynn Anna E.2004. Knowledge Management Process: The care and feeing of knowledge workers, 2004,  89th Annual International Supply Managemant Conference

 

8- Fleming, Neil, 1996, Coping with a Revolution: Will the Internet change Learning ?, Lincoln University, Canterbury,  New Zealand

 

9- Hggie Knox, Kingston John, 2003, Choosing your knowledge management strategy, Journal of Knowledge Management Practice.

 

10-Newman Brian, Conrad Kunt w.,1999, A Framework for characterizing knowledge management methods, practices, and technologies, the knowledge management theory papers, 20pp

 

11-Santosus Megan & Surmacz Jon,2004. The ABCS of knowledge management, Knowledge Management Research Center, http://www.cio.com/research/ Knowledge based assets.

 

12-Zack, M.  H, and Mckenney J. L. 1999, Social context and interaction in ongoing computer supported management groups, organization science, 6(4), pp 394-422.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]  استادیار دانشگاه گیلان و سرپرست پارک علم و فناوری استان گیلان -  رشت -  صندوق پستی 1719-41635

 [2] معاون فناوری پارک علم و فناوری استان گیلان - رشت -  صندوق پستی 1719-41635