چهار اصل اساسی در مدیریت دانش
ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی: چهار اصل ، مدیریت دانش

" مدیریت سرمایه های ناملموس ( دانش کارکنان ) و سرمایه های فکری ایشان از ابتدا تا انتهای دوره حیات آن در سازمان که شامل فرآیندهای خلق ، کسب ، ذخیره سازی ، به اشتراک گذاشتن و در نهایت به کارگیری دانش سازمان می باشد."

چهار اصل اساسی در مدیریت دانش

چهار اصل از اصول حاکم بر مدیریت دانش که آشنائی با آنها به درک هر چه بهتر ما از مدیریت دانش کمک می کند:

1-    اصل نابسندگی

2-    اصل چرخه عمر ( چرخه حیات) دانش

3-    اصل تخریب خلاق

4-    اصل پویائی و بی نظمی دانش


" مدیریت سرمایه های ناملموس ( دانش کارکنان ) و سرمایه های فکری ایشان از ابتدا تا انتهای دوره حیات آن در سازمان که شامل فرآیندهای خلق ، کسب ، ذخیره سازی ، به اشتراک گذاشتن و در نهایت به کارگیری دانش سازمان می باشد."

چهار اصل اساسی در مدیریت دانش

چهار اصل از اصول حاکم بر مدیریت دانش که آشنائی با آنها به درک هر چه بهتر ما از مدیریت دانش کمک می کند:

1-    اصل نابسندگی

2-    اصل چرخه عمر ( چرخه حیات) دانش

3-    اصل تخریب خلاق

4-    اصل پویائی و بی نظمی دانش

1-اصل نابسندگی  در مدیریت دانش

مدیریت دانش به ما این هدشدار را می دهد که هیچگاه به سطح فعلی دانش و توانمندی خود و توانمندی های تولید امروز خود مغرور نشده و دچار خود شیفتگی نشویم.

 مدیریت دانش با بی دانشی ها و روزمرگی ها مقابله می کند

جالب است بدانیم که موفقیت غالباً دشمن نوآوری و خلاقیت است و آن را آفت شخص پیروز و موفق خوانده اند.

آرامش و خوش خیالی و شیفتگی ناشی از موفقیت های گذشته ، باعث می شود که افراد و سازمان ها نتوانند تغییرات پیرامون خود را ببینند. برای مثال چندین سال قبل با ورود اولین خودروهای ارزان ، کم مصرف  ، کوچک و با کیفیت بالای ژاپنی به امریکا ، خودروسازی تحت تاثیر شدید قرار گرفت اما در ابتدا تا چندین سال مدیران خودرو سازی آمریکا مست و مغرور از دهه های پیشین حکمرانی شرکتهای خود بر بازارهای جهانی ، چشمهایشان را در برابر تغییرات و تهدیدها بسته و کور کرده بودند و وقتی به خود آمدند که دیگر دیر شده بود.

 آزمایش رفتاری قورباغه ای ( در تائید اصل نابسندگی )

مدیران و سازمان ها در برابر تغییرات و تهدیدها نباید قورباغه ای رفتار کنند.

اگر قورباغه ای را به همراه مقداری از آبی که در آن زندگی می کند را در ظرفی بریزید و آب را به آرامی گرم کنید خواهید دید که قورباغه به گرم شدم تدریجی آب و اکنش نشان نمی دهد تا آنکه آرام آرام آب جوش آمده و قورباغه می میرد. دلیل این رفتار اینستکه خونسرد است و دمای بدن خود را با تغییرات تدریجی دمای محیط تطبیق می دهد. حال اگر قورباغه دیگری را بگیرید و آنرا در ظرفی که اختلاف دمای قابل ملاحظه ای با دمای بدن قورباغه دارد اما برای آن قابل تحمل است بیاندازید خواهید دید که قورباغه به سرعت به بیرون می جهد چرا که نمی تواند تغییرات دما را تحمل کند.

مدیران و سازمان هائی که به محیط و تغییرات آن توجه ندارند مانند قورباغه در آزمایش فوق عمل خواهند کرد و تغییرات تدریجی را شناسائی و احساس نمی کنند . بنابراین در زمان لازم استراتژی های مناسب را اخذ نمی کنند از طرفی این سازمان ها چون خود را برای تغییر ناگهانی و از پیش آماده نکرده اند ظرفیت تحمل خیلی از تغییرات محیطی ناگهانی را نداشته و بنابر این به آن تغییرات به درستی عکس العمل نشان نمی دهند.

به بیان دیگر مدیران و سازمان ها استراتژیک عمل نمی کنند و از فرصت و تهدیدهایشان به درستی بهره نمی گیرند.

حکایتی از مدیریت تغییر

وقتی یک مشاور مدیریت دانش برای بررسی و ممیزی پیش زمینه های مدیریت دانش به یکی از شرکت های موفق صنایع غذائی (( پروساک )) رفت. به زودی روشن شد که مدیریت ارشد سازمان علاقه چندانی به تغییر رویه های جاری ندارد. زیرا به قول یکی از مدیران ارشد شرکت :

" ما با موشک و با سرعت بالائی در مسیر حرکت به سوی ماه هستیم ، چرا با ایجاد تغییر در رویه ها از مسیر خارج شویم؟"

و مشاور پاسخ گفت:

اما سوخت موشک شما بالاخره روز تمام می شود یا بوسیله نیروهای غیر قابل کنترل ، از مسیر خارج می گردد و شما از الان باید به فکر آن باشید و برای آن چاره اندیشی کنید چرا که در غیر اینصورت موشک افتخارات شما به زمین خورده و نابود خواهد شد.

هرکس یادگیری را متوفق کند پیر شده است خواه در سن 20 سالگی یا 80 سالگی باشد و بالعکس هر کس یادگیری را هیچگاه متوقف نکند همواه جوان خواهد ماند.

2- اصل چرخه عمر دانش ( Knowledge Life Cycle)

فرهنگ مدیریت دانش بیان می دارد که دانش باید همانند چشمه ای جوشان در سازمان ( در هر مکان و هر زمان مورد نیاز ) جریان داشته و همه کسانی را که تشنه آن هستند سیراب نماید. همانطور که آب راکد ارزش چندانی نداشته و بعد از مدتی می گندد، دانش مخفی و به اشتراک گذاشته نشده نیز سر منشاء خیر و برکت چندانی نخواهد بود.

وقتی دانش منتقل نشود در جائی راکد مانده و طول عمر مفید آن نیز کوتاه می شود.

از طرفی باید بدانیم این اساس طبیعت است که هر چیزی آغاز و پایانی دارد و هیچ چیز و هیچ فرآیندی دائم و ابدی نیست درست نظیر خود انسان و دانش نیز از این اصل مستثنی نبوده و برای خود تاریخ مصرف ( Shel Life) دارد.

بنابراین مدیران دانش و مهندسان دانش ( تیم راهبری مدیریت دانش ) سازمان ها باید به خوبی چرخه حیات را بشناسد و پس از مدتی مخزن دانشی سازمان را از دانش هائی که تاریخ مصرفشان گذشته است خالی نمایند.

3- اصل تخریب خلاف ( Creative Destruction)

باید دانش های ناکارآمد ، آموخته های غلط و تاریخ مصرف گذشته را مدام شناسائی نموده و دور بریزیم.

بی سوادان قرن بیست و یکم کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند یا بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند ، آموخته های غلط و کهنه را دور بریزند و از نو بیاموزند.

در صورتیکه حجم دانش و اطلاعات در سازمان بیش از حد شود و دانش های قدیمی ، ناکارآمد و از رده خارج نگردند و یا دانش های موجود درسازمان و پورتال یا نرم افزار مدیریت دانش به خوبی داسته بندی ، ارزیابی و نمره گذاری نشوند عملاً کارکردن و مدیریت نمودن این حجم عظیم از دانش و اطلاعات خود یک بحران بزرگ خواهد بود ، از اینرو بخشی از اهداف و برنامه های مدیریت دانش متمرکز بر ذخیره سازی ، دسته بندی ارزیابی ، نمره گذاری و تسهیل دستیابی به دانش های ایجاد شده یا ذخیره شده در بانک های اطلاعاتی سازمان است که انجام این مهم در مدیریت دانش نیازمند فناوری اطلاعات و ارتباطات (IT) است و شاید تنها بخش وابسته به IT در مدیریت دانش را بتوان همین بخش دانست.

4-اصل پویائی و بی نظمی دانش

اساساً مدیریت دانش با مدیریت دارائی های ثابت بسیار متفاوت است و مدیریت نمودن دانش نیازمند یک سری مهارتهای خاص است چرا که دانش ذاتاً پویا و دائماً در حال تغییر و اصطلاحاً سیال است.

گفته می شود دانش بسیار پویا و در عین حال بسیار بی نظم است و درست به همین دلیل است که مدیریت دانش به صورت تلفیقی از ذهن انسان و IT مطرح می شود . چرا که IT با امکانات و تسهیلات خاص خود بر قرار کننده نظم مورد نیاز در بحث مدیریت دانش است.

اما باید توجه داشته باشیم که سهم IT به عنوان یک شرط لازم اما نه کافی برای مدیریت دانش تنها 20%                     ( حداکثر) است و در صورتیکه در یک سامانه به اصطلاح مدیریت دانش تاکید و تمرکز بیش از حد ( بیش از بیست درصد کل اقدامات و فعالیت ها ) بر روی فناوری اطلاعات و ارتباطات و مدیریت اسناد الکترونیک شود. دیگر آن سامانه مدیریت دانش نخواهد بود . بحث عمده و اصلی در مدیریت دانش تلاش در جهت تبدیل دانش های نهان در ذهن پرسنل به دانش های آشکار و ایجاد فرهنگ به اشتراک گذاشتن دانش و تجربه در سازمان می باشد.

بنابراین مولفه فرهنگ و فرهنگ سازی جایگاه و سهم خاصی را در فعالیت های یک سامانه مدیریت دانش                     ( حداکثر 40% ) خواهد داشت و حدود سی (30) درصد فعالیت ها می باید به ایجاد ساختار و دستور العمل ها و رویه های مدیریت دانش سازمان معطوف گردد.