بانک صنعت و معدن
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

بخش اول-بانک صنعت و معدن- معرفی

از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، چهار بانک توسعهای در زمینه سرمایه گذاری های صنعتی مشغول بودند.
1- بانک اعتبارات صنعتی که اولین بانک توسعه صنعتی در ایران است به موجب قانون برنامه عمرانی هفت ساله دوم کشور در سال 1335 باسرمایه اولیه 600 میلیون ریال و به منظور ایجاد و تقویت کارآفرینان بخش خصوصی تأسیس گردید . سهام اولیه این بانک تماماً به دولت تعلق داشت لیکن پس از حدود 20 سال فعالیت ، تصمیم گرفته شد که با فروش تدریجی سهام به بخش خصوصی موجبات غیردولتی شدن بانک مزبور فراهم گردد . در اواخر سال 1356 با فروش تدریجی حدود پنج درصد سهام به بخش خصوصی ، زمینه غیردولتی شدن بانک آغازگردید . این بانک در مدت 22 سال فعالیت خود 1107 فقره تسهیلات به مبلغ کل 7/86 میلیارد ریال به واحدهای تولیدی و خدماتی پرداخت نموده و در سرمایهگذاری 70 واحد تولیدی و خدماتی نیز به مبلغ 11 میلیارد ریال مشارکت حقوقی داشته است .


بانک صنعت و معدن


2-  بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران ، دومین بانک توسعه صنعتی در سال 1338 که ضمناً اولین بانک توسعهای خصوصی در کشور به شمار می آمد ، با سرمایه 400 میلیون ریال به صورت شرکت سهامی عام تأسیس گردید . این بانک متعلق به بخش خصوصی بود و حدود 87 درصد سهام این بانک به افراد و مؤسسات ایرانی و13 درصد بقیه متعلق به 19 بانک و مؤسسه خارجی بود . از 19 بانک خارجی ، 6 بانک انگلیسی – 2 بانک فرانسوی – 4 بانک ژاپنی – 2 بانک آمریکایی – 2 بانک آلمانی – 1 بانک ایتالیایی و 2 بانک هلندی بودند . این بانک تا پایان سال 1356 قریب به 222 میلیارد ریال وام صنعتی و سرمایه در گردش برای ایجاد و توسعه صنایع ایران پرداخت کرده بود و در سرمایه 148 واحد تولیدی و خدماتی به مبلغ 2/49 میلیارد ریال مشارکت داشت.

3-  بانک توسعه و سرمایه گذاری ایران ، سومین بانک توسعهای در سال 1352 با سرمایه 050ر1 میلیون ریال که پنجاه درصد آن پرداخت گردیده بود ، به صورت شرکت سهامی عام تأسیس گردید. حدود 82 درصد سهام این بانک به 3333 فرد و مؤسسه ایرانی و حدود 18 درصد باقی نیز به افراد و مؤسسات خارجی تعلق داشت . این بانک تا پایان سال 1356 جمعاً 165 فقره تسهیلات به مبلغ تقریبی 5/19 میلیارد ریال به صنایع کشور پرداخت کرد و در سرمایه سهامی 14 طرح تولیدی و خدماتی جمعاً به مبلغ 580 میلیون ریال مشارکت داشت .

 

4-  شرکت سرمایه گذاری بانکهای ایران در سال 1355 با سرمایه اولیه 15 میلیارد ریال به صورت شرکت سهامی عام آغاز به فعالیت نمود . سهامداران این شرکت را 15 بانک ایرانی و 1600 سهامدار از افراد حقیقی و حقوقی تشکیل میدادند .

این شرکت تا پایان سال 1357 در 22 مؤسسه تولیدی و خدماتی ، مبلغی در حدود 5/2 میلیارد ریال سرمایه گذارینمود و سهام 22 مؤسسه تولیدی و خدماتی را به مبلغ یک میلیارد ریال خریداری نمود.

علاوه بر بانکهای توسعه ای فوق که برای کمک به صنایع بزرگ و متوسط تشکیل شده بود ، کمکهای مالی برای ایجاد و توسعه واحدهای کوچک صنعتی از طریق صندوق ضمانت صنعتی پرداخت میگردید . این صندوق در سال 1339 با سرمایه انتقالی از صندوق مشترک ایران و آمریکا به مبلغ 138 میلیون ریال به صورت مؤسسه غیرتجاری عامالمنفعه برای کمک به صنایع کوچک ایجاد شده بود و سرمایه آن به تدریج به مبلغ 770 میلیون ریال افزایش یافته بود و کلاً متعلق به دولت بود . پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران بانک صنعت ومعدن به موجب مصوبه مورخ 02/07/1358 مجمع عمومی بانکها ، با اجازه حاصل از ماده 17 لایحه قانونی اداره امور بانکها و از ادغام بانکهای اعتبارات صنعتی – توسعه صنعتی و معدنی ایران – توسعه و سرمایه گذاری ایران و شرکت سرمایه گذاری بانکهای ایرانی – صندوق ضمانت صنعتی و صندوق معادن تشکیل گردید . به استناد صورتجلسه مورخ 31/03/1362 مجمع عمومی بانکها ، موضوع ادغام صندوق ضمانت صنعتی و شرکت صندوق معادن در بانک صنعت ومعدن منتفی اعلام و اساسنامه بانک باتوجه به سرمایه واحدهای فوق الذکر اصلاح گردید . به موجب بند یک مصوبه مجمع عمومی فوقالعاده بانک مورخ 21/01/1367 ، صندوق ضمانت صنعتی از تاریخ مصوبه ، با کلیه اموال و دارائیهای در بانک صنعت ومعدن ادغام گردید .


در جستجوی مدیریت دانش
با اینکه مشخص شد مدیریت دانش می‌تواند برای سازمان‌ها بسیار مفید باشد، بسیاری از سازمان‌ها با این مشکل ساده و جدی روبرو بودند که نمی‌دانستند از کجا و چگونه باید شروع کنند. بانک صنعت و معدن هم که خود را در چنین شرایطی می‌دید متوجه شد اکثر نقاط شروع منطقی نیازمند شناخت مفهوم مدیریت دانش، جستجوی بهترین ایده‌های اجرایی در بازار جهانی و شناسایی فرآیند توسعه مطلوب است که برای بانک قابل اجرا باشد. تدوین چارچوب مدیریت دانش می‌تواند به سازمان در شناخت و درک راه‌کارهای مدیریت دانش کمک کند و بهترین راه‌کارهایی که مناسب با سابقه سازمان است را پیدا نماید. به منظور یک چنین تحولی بانک شروع به جستجو و تدوین استراتژی مخصوص به خود نمود و همزمان از اشخاصی ازخارج سازمان کمک گرفت تا بهترین دانش‌ها و تجربیات که در گوشه و کنار دنیا در حال شکل گرفتن بود را جمع‌آوری کند. در نهایت برنامه‌ای تدوین شد که به بهترین شکل چارچوب نظری مدیریت دانش را به یک استراتژی قابل اجرا تبدیل می‌نمود.

تدوین استراتژی دانش

در تدوین و توسعه استراتژی مدیریت دانش تمامی بخش‌های سازمان دخیل هستند.
آزمایشاتی بر وضعیت فرهنگ، ساختار و زیربناهای فناوری شرکت به عمل آمده تا تعیین شود چه تغییراتی مورد نیاز است. گروه خدمات دانشی با مشاوران خارجی همکاری نموده تا دانش مدیریتی موجود را جمع‌آوری و بهترین تجربیات مشابه در سرتاسر جهان را بازنگری کند.
جمع‌آوری داده‌های داخلی از طریق جلسات متعدد مصاحبه ساختاریافته که درون سازمان و در جستجوی دانش مورد نیاز برای هر گام مدیریتی انجام می‌شود، متمرکز شده و سعی می‌شود فرصت‌هایی که توسط اشخاص شناسایی می‌گردد بهتر درک شود. بخشی از مرحله تدوین استراتژی که دشوارتر به نظر می‌رسید عبارت است از شناسایی دانش خاص برای هر تابع، که به منظور برطرف کردن این مشکل سه شاخه مجزا برای مقاصد دسته‌بندی دانش‌ها شناسایی شد:

1.  داده‌های ساختاریافته (S)
2.  اطلاعات غیرساختاریافته یا نیمه ساخت یافته (U)
3.  دانش و تجربه کاری (E)

ویژگی ها و فواید مدیریت دانش :
مدیریت دانش با بکارگیری دانش روز ، به دانش بشر اعتبار می بخشد .
هوش سازمانی را تقویت می کند .
سازمان را در جهت انطباق با محیط و شرایط موجود توانمند می سازد .
زمینه نوآوری پایدار و خلاقیت بخشی سازمان را فراهم می نماید .
سازمان را به شناخت مسایل روز و پاسخگویی آن ها با راه حل های جدید قادر می سازد.
با استفاده از روش های سیستمی به رفع اشتباهات و اصلاح انحرافات می پردازد .
جو آزاد اندیشی متناسب با سازماندهی و هدایت دانش جدید را خلق می نماید .
جنبش نرم افزاری جهانی را گسترش می دهد.
درک هدفهای آرمانی و بلند مدت را در محیط آزادی افکار تسهیل می نماید .
با ایجاد جو آزاد اندیشی و شکل گیری مدیریت دانش از فساد و تباهی جلوگیری می کند .
محیط رشد پردازش اطلاعات و دانش را سرعت می بخشد .
با وجود ویژگی های مهم مدیریت دانش و منافعی که به سازمانها می رساند اکثر سازمانها از این مهم غافل مانده و یا در پیاده سازی آن دچار شکست شده اند. در نتیجه سازمانها بایستی ضمن آگاهی از مزایای مدیریت دانش ، موانع و چالش های پیش روی آن را شناخته تا با شناسایی آنها زمینه اجرای موفقیت آمیز آن را مهیا کنند .

بخش دوم- بانک صنعت و معدن – جواب سوالات سوالات

سوال 1).اهداف اجرای مدیریت دانش در بانک صنعت و معدن

اهداف مدیریت دانش می تواند در سه سطح استراتژیک ، تاکتیکی و عملیاتی مطرح گردد. در سطح استراتژیک، چشم اندازها و اهداف طولانی مدت سازمان و در سطح تاکتیکی ، سیاستهای توسعه ای و اهداف کوتاه مدت مربوط به نیازهای اجرائی و در سطح عملیاتی، روندها، قوانین داخلی و کارهای روزمره مد نظر است.

هـدف بانک طبق ماده (4) اساسنامه - بعـنوان بـنگاهی اقـتصادی- بکـارگیری قابلیـت های عمـلیات بانکداری توسعهای – سرمایه گذاری در جهت توسعه اقتصادی کشور, فراهم نمودن بستر مناسب برای حضور و مشارکت بخش غیردولتی با استفاده از کلیه مقدورات از جمله نهادها، فرآیندها و ابزارهای مناسب درزمینه صنایع، معادن ، فن آوری نوین و خدمات مربوط است.

اهداف

 هدف بانک صنعت و معدن  یا هر سارمان دیگری از به کارگیری مدیریت دانش  به عنوان یک بانک توسعه ای :

-  به کارگیری قابلیت های عملیات بانکداری توسعه ای وسرمایه گذاری در جهت توسعه اقتصادی کشور

-  فراهم نمودن بسترمناسب برای حضور و مشارکت بخش غیر دولتی با استفاده از کلیه مقدورات از جمله نهادها – فرآیند ها و ابزارهای مناسب در زمینه صنایع – معادن – فناوری نوین و خدمات به آن قرار گرفته است.

از جمله موارد ماموریت بانک درجهت تحقق هدف مذکور :

-  بررسی و ارزیابی طرح های صنعتی – معدنی و خدماتی ذیربط برای اعطای تسهیلات به منظور تخصیص بهینه منابع و نظارت بر اجرای طرح های یاد شده

-  نوآوری و ابداع در زمینه نهاد سازی مالی و توسعه فرآیندهای حرفه ای

-  مساعدت و مشارکت برای ایجاد نهادهای مالی – فنی – حقوقی – خدماتی و سایر نهادهای تخصصی مورد نیاز

-  تامین منابع مالی طرح ها و واحد های تولیدی و خدماتی از طریق اعطای تسهیلات ؛ سرمایه گذاری و مشارکت حقوقی

 - اعطای تسهیلات و کمک به کارآفرینان و ایجاد خط اعتباری برای حمایت از صنایع کوچک

- انجام مطالعات لازم و تدوین گزارش های ادواری برای ارزیابی سرمایه گذاری های انجام شده

ماموریتها

 با عنایت به مطالب عنوان شده فعالیت اصلی بانک صنعت و معدن پس از امر تجهیز و تامین منابع عمدتا معطوف به موارد زیر می باشد:

- انجام برنامه ریزی های لازم به منظور استفاده بهینه ازمنابع مالی

- تخصیص بهینه منابع مالی

- کنترل و نظارت دقیق بر اجرای طرح ها وسرمایه گذاری ها ی انجام شده

اهدف اصلی اجرای مدیریت دانش در بانک صنعت ومعدن:

ایجاد یک سازمان یادگیری و شراکت با ایجاد جریانی بین مخازن اطلاعات

ایجاد شده توسط افراد قسمتهای مختلف شرکت ( مالی، عملکرد، هوش

رقابتی و غیره؟ ) و مرتبط کردن آنها به یکدگر است . بیشتر افراد و سازمانها(اعم از بانک صنعت و معدن)

مدیریت دانش را بدلایل ذیل بکارمیگیرند:

-         افزایش همکاری .

-         بهبود بهره وری .

-         تشویق و قادر ساختن نوآوری .

-         غلبه بر اطلاعات زیادی و تحویل فقط آنچه مورد نیاز است.

-         تسهیل جریان دانش مناسب از تامین کنندگان به دریافت کنندگان بدون محدودیت زمان و فضا.

-         تسهیل اشتراک دانش میان کارمندان .

-         تصرف و ثبت دانش کارکنان قبل از اینکه آنان شرکت را ترک نمایند.

-         اطمینان یافتن از اینکه دانش باارزش بهنگام ترک کارمند از دست نمیرود.

-         افزایش آگاهی سازمانی از خلاهای دانش سازمان ·

-         کمک به شرکتها که در جو سبقت باقی بمانند با افزایش آگاهی آنان از استراتژیها، محصولات و بهترین کارکردهای رقیبانشان.
بهبود خدمات مشتری .

سوال 2) مبحث تمرکز مدریت دانش بر روی بخش های سازمان

همنطور که در صفحات قبل به آن اشاره شد:

در تدوین و توسعه استراتژی مدیریت دانش در تمامی بخش‌های سازمان دخیل هستند.

مدیریت دانش و شاخه های فناوری اطلاعات و انسانی آن در سطوح فردی و سازمانی
مشارکت و همکاری در مدیریت دانش شرح مفهوم دانش و مدیریت دانش ارائه شده ، نظام های بر پایه دانش، همکاریهای جدید را می طلبد که ظرفیت های سازمان را برای تولید و استفاده دانش ، تنظیم دانش و ساخت زیر بنایی که مدیریت دانش را قدرتمند سازد، با هم تلفیق می کند . سه گروه از کارشناسان به عنوان تیم همکاران دانش که نیازمند همکاری با هم هستند در مراکز دانش قرار دارند .آنها عبارتند از : استفاده کنندگان، متخصصان دانش، شامل کتابدارن،کارشناسان فناوری . استفاده کنندگان افراد منفرد در سازمان هستند که شخصا درگیر خلق دو استفاده از دانش هستند. استفاده کنندگان شامل متخصصان، فن آوران، مدیران و افراد دیگری که که دانش ضمنی و دانش صریح را پردازش کرده و به کار می برند .متخصصان دانش که در مراکز دانش قرار دارند ، کسانی هستند دارای مهارت ، آموزش ، آگاهی و کاردانی تنظیم دانش در داخل نظام ها وساختارها به طوری که استفاده موثر از منابع دانش را تسهیل می نماید . آنها کتابداران ، مدیران مدارک و اسناد ، آرشیوها و سایر متخصصان اطلاع رسانی هستند. وظایف این متخصصان عبارت است از : معرفی انواع گوناگون دانش سازمانی، روش های پیشرفته ، نظام های ساختاری و دستیابی به دانش توزیع و انتقال دانش ، گسترش و افزایش سودمندی و ارزش دانش، ذخیره سازی و بازیابی دانش و جز آن. تاکید کلی آنها به افزایش امکانات ، قابل دست رسی ساختن و افزایش کیفیت دانش است . بنابراین سازمان نظر روشن خود و محیطش ر ا به همراه دارد. کارشناسان فناوری دانش در سازمان ، کسانی هستند که دارای مهارتهای تخصصی برای ساختن زیر بنای دانش در سازمان هستند .
کارشناسان فناوری شامل : تحلیل گرهای نظام، طراحان نظام، مهندسان نرم افزار، برنامه نویسان، مدیران شبکه و سایر متخصصان که نظام های برپایه دانش و شبکه ها را تولید می کند . توجه اصلی آنها به ایجاد و تامین زیر بنای دانشی است که جریان و انتقال دانش را شکل می دهد . و پردازش د اده ها و ارتباط پیام ها را سرعت می بخشد. درسازمان هوشمند ، دانش این سه گروه در روبنای سازمان برای آموزش و توسعه سازمان همبستگی پیدا می کند . در واقع یک سازمان هوشمند درک می کند که کشف و استفاده از دانش می تو اند به بهترین وجهی از طریق مشارکت دانش راهبردی حاصل آید. دانشی که مهارت ها و تخصص های استفاده کننده گان خود ، یعنی دانش کتابداران به عنوان متخصصان دانش و دانش کارشناسان فناوری را تلفیق کند
مدیریت دانش و فناوری:
برخی مدیریت دانش را بخشی از مدیریت اطلاعات می دانند که به مرور زمان طرفداران این نظر یه کمتر می شوند و با توجه به سلسله مراتب  داده- اطلاعات-دانش و اهمیت و نقش هر یک و از سوی دیگر تجربیات ناموفقی که در رابطه با مدیریت اطلاعاتی که بدون توجه به ساختار و فرهنگ سازمان به دست آمده امروزه دیگر کمتر فردی بر نظریه فوق پاف شاری می .(afrazesh, است( 2008کند. مدیریت دانش بسیار فراتر از فناوری است، اما بی تردید (( فناوری دانش بخشی از مدیریت دانش است . نکته قابل توجه این است که مسائل مدیریت دانش را نوعا نمی توان فقط با استفاده از راه کارهای فناوری به تنهایی حل نمود . در نتایج یک نظر خواهی بزرگترین م شکل در مدیریت دانش (( تغییر رفتار مردم )) و بزرگترینمانع برای انتقال دانش (( فرهنگ)) بسیار محدودی برخوردار خواهد بود . بیشترین ارزش فناوری در مدیریت دانش ، افزایش قابلیت دسترسی به دانش و تسریع انتقال آن است . فناوری اطلاعات، امکان بیرون کشیدن دانش را از ذهن ص احب دانش فراهم می آورد . سپس با فناوری می توان آن دانش را در قالب هایی منظم گنجاند و به دیگر اعضا داخلی و شرکای تجاری سازمان در جهان منتقل کرد . فناوری ، به رمز گذاری دانش و نیز گاهی خلق آن کمک می کند. در شکل زیر چند نمونه از فناوری هایی را نشان می دهد که ممکن است برای تسهیل فرایندهای همگرایی دانش اعمال گردند
نهان به آشکار
•  پاسخ به سوالات
•   تفسیر   نهان به نهان
• نشست های الکترونیکی
• همکاری همزمان
آشکار به آشکار
•      جستجوی متن
•       دسته بندی اسناد  آشکار به نهان
•      تصویرسازی
• ارائه نوار صوتی- تصویری با قابلیت جستجو

استفاده از فناوری در فرایند دانش پنهان به پنهان ، معمولی ترین راهی که دانش پنهان شکل گرفته و به اشتراک گذارده می شود از طریق ملاقات های رودررو و تجارب مشترک و معمولا به صورت غیر رسمی رخ می دهد . در حال حاضر ملاقات های هم زمان بیشتر از آنک ه جانشین ملاقات های رودررو باشند تکمیل کننده سامانه ها همکاری جار ی و کنفرانس های اخلی است . یکی دیگر از ابزارتبادل این نوعدانش استفاده از سامانه های مکان متخصصین است. استفاده از فناوری در فراین دانش پنهان به آشکار : با توجه به تجربیات نوناکا، تبدیل دانش پ نهان به آشکار شامل ایجاد قالب فکری مشترک و سپس بررسی وموشکافی از طریق مکالمه است از جمله ابزاری که می توانند به کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات در این زمینه مورد استفاده قرار بگیرند . عبارتند از:  بانک های اطلاعاتی همزمان ابزار بالقوه دیگری برای جذب دانش پنهان هستند
.استفاده از فناوری در فرایند دانش آشکار به آشکار :
فناوری در ارتباط با تبدیلدانش آشکار به آشکار افراد نقش واضح تر و بیشتری نسبت به موارد دیگر دارد . دراین راستا به کارگیری فناوری برای مدیریت و جستجوی مجموعه های دانش آشکاربه خوبی شکل گرفته است . وقتی که دانش پنهان ادراک و تفسیر شد، تبدیل آن به دانش آشکار ، کسب و تسخیر آن در شکل های دائمی مثل گزارش ، پست الکترونیکی ارائه و صفحه وب موجب در دسترس واقع شدن آن در تمامی سازمانمی گردد . در حقیقت فناوری در تسخیر و سبک دانش از طریق ایجاد اسنادالکترونیکی دخیل بوده ، که به راحتی از طریق وب، پست الکترونیکی یا سامانه مدیریت اسناد قابل اشتراک است . یک پی آمد توسعه تسخیر دانش این است که به کمک فناوری می تواند انگیزه افراد را تقویت نمود . در این ارتباط فناوری با کاهش موانع و ایجاد اسناد الکترونیکی و در اختیار قرار دادن ابزار مناسب جستجو، انگیزه ها را تقویت می نماید.استفاده از فناوری در فرایند دانش آشکار به پنهان : فناوری به کاربران در ایجاد دانش پنهان جدید نیز کمک می کند . از آن جا که جذب دانش پیش نیاز لازم برای فعالیت سازنده است، یک سامانه مدیریت دانش باید علاوه بر بازخوانی اطلاعات، استفاده و فهم اطلاعات را نیز تسهیل نمایند . به عنوان مثال سامانه ممکن است از طریق تحلیل اسناد و طبقه بندی ، فراورده هایی را ایجاد نماید تا پستیبان کاوش و پیمایش سریع اطلاعات موجود باشد . احتمال روند آینده این است که زیر ساختارهای اطلاعات ا ین گونه فراوری را به منظور تسهیل حالت های مختلف استفاده از اطلاعات بیشتر اعمال نموده و بنابراین اطلاعات را از طریق ساده کردن ایجاد دانش پنهان جدید ارزشمند تر نمایند.

سوال 3) .مراحل پیاده  سازی مدیریت دانش در سازمان

کسب و کارهای پیشرو با ایجاد مدیریت دانش سعی در کنترل دارایی های عقلایی و ایجاد ارزش دارند. پیتر ربورتسون مدیر ارشد اجرایی در شرکت تولیدی chevron usa اخیرا مزایای مدیریت دانش را به این شرح برشمرده است:
"واقعیت خوب برای کسب و کار مدیریت دانش و تسهیم بهترین تجارب است.هرچه ما سریعتر و بهتر و اثربخش تر ایده های خود را تسهیم کنیم ، ما محصولات بهتری می توانیم تولید کنیم ،به مشتری بهتر خدمت ارایه بدهیم و در کارکنانمان تعهد ایجاد کنیم".
کنترل سرمایه های عقلایی چطور می تواند سودآور باشد؟این پروژه سعی در توصیف گامهایی دارد که سازمان بانک باید برای اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش طی کند .چالشهای مدیریت دانش در سازمانها در ارتباط با محتوا ، افراد و مسایل اقتصادی است.به هر حال ، این تکنولوژی در نهایت سازمان را قادر به مدیریت تجارب و دارایی های عقلایی خود می کند.
هر چند در آغاز ، چالشهای مدیریت دانش به نظر پر ریسک می آمد .تام داونپورت مدیر برنامه مدیریت اطلاعات در دانشگاه تگزاس معتقد است که "مدیریت دانش پرهزینه ، سیاسی و بدون توقف است اما فرآیندی است که سازمان نمی تواند از آن اجتناب کند." اوسپس این سئوال را مطرح می کند که "چقدر برای یک سازمان هزینه آن قابل اغماض تر از دانش کارکنانش است ؟"
مدیریت دانش در چند گام ذیل در سازمان بانک پیاده سازس می شوند:

گام 1:شناسایی مسایل کسب و کار
مفهوم کلیدی: به کارگیری موفق مدیریت دانش نیازمند شناسایی همه مسایل کسب و کار برای رفع آنها و هماهنگی پروژه مدیریت دانش با اهداف کلی کسب و کار
کارکنان سازمانها اغلب از اجرای سیستم مدیریت دانش دچار هراس هستند.چرا که باید تنوع و حجم اطلاعات در پایگاه داده سازمان ، اطلاعات در دسترس اینترنت ، دانش ذخیره شده در ذهن افراد را در نظر بگیریم.اطلاعات باید همواره با ارزش باشند به عبارتی اطلاعات باید در هر زمانی در هر جایی برای هر کسی قابل دسترس باشد.
مدیریت دانش مجموعه ای از تجارب کسب و کار و به کارگیری تکنولوژی است که در هر زمانی به بانک برای سازماندهی و مدیریت بهتر دارایی های عقلایی شان کمک می کند.ایجاد بلوک هایی برای مدیریت دانش سازمان قبلا شبیه برنامه های دسترسی به اطلاعات بود.این برنامه ها مجموعه ای از اطلاعات را به خوبی تعریف می کردند. مانند صفحات گسترده یا مستندات فنی و یک انبار سازماندهی شده ایجاد می کردند که کاربران را قادر به دسترسی و جستجوی محتواهای خاص می کرد.
شرکتهایی که می خواهند متنوع تر عمل کنند و دانش دینامیک را در اختیار داشته باشند باید هزینه های آنرا نیز بپردازند..سازمانها نیاز دارند که فقط به مسئله کسب و کار برای شروع متدولوژیهای مدیریت دانش در فعالیتهای مستقیم شان و ارزش سازمان ، توجه کنند.برای مثال ، شرکت echo.inc یک شرکت سازنده تجهیزات صحرایی در زوریخ است .مسله ای که داشت کمبود کارمندان بود که باعث برانگیختن توسعه مدیریت دانش شد.مدارس فنی اکثر دروس فنی را حذف کرده بودند که مورد نیاز این شرکت بود ، لذا این شرکت تصمیم گرفت که از تکنیکهای حل مساله در دفتر مرکزی استفاده کند. و به سمت توسعه سیستم مدیریت دانش برای افزایش یادگیری سازمانی و توسعه سریعتر و کارآتر تجارب قبلی حرکت کرد.

اهداف کسب و کار ، مدیریت دانش را شکل می دهند.
لازم است که سازماتنها پروژه های مدیریت دانش را با اهداف کسب و کار هماهنگ کنند.dave ledet مدیر یادگیری مشترک در شرکت Amoco corp، دریافت که اگر اهداف کسب و کار به طور واضح بیان نشوند ، تلاشهای مدیریت دانش نتیجه نخواهد د اشت. او عنوان می کند که :" روندها فقط فعالیتهایی تحمیلی بر افراد به دلایل آشکار نیست".او بخشهایی که باید بر روی آنها تمرکز کرد را لیست می کند که شامل: اهداف مالی، کیفیت ، رضایت مشتری و نوآوری می شد.
دلیل دیگر برای تمرکز بر تلاشهای مدیریت دانش تنظیمک اهداف روشن است که موفق ترین پروژه های مدیریت دانش به این تریتی شروع شده اند.روش ایده آل اینست که فرآیندها و تغییرات فرهنگی –نه صرفا نرم افزاری- در مقیاس کوچک تست شده و سپس تصفیه شوند و از تکنیکها برای مسایل کسب و کار در عرض سازمان استفاده کنند.

گام 2:آماده سازی برای تغییر

مفهوم کلیدی:مدیریت دانش بیشتر از یک تکنولوژی نرم افزاری است.به عبارتی شامل تغییرات فرهنگی در روش درک دانش توسعه یافته است.اجرای موفق مدیریت دانش نیازمند ایجاد فرهنگ مناسب تسهیم دانش در سازمان
مسئله عمومی برای انجام پروژه های مدیریت دانش قرار دادن تکنولوژی در راس توانایی های افراد برای استفاده مناسب است.تام داونپورت معتقد است که: " دو سوم تلاشهای مدیریت دانش نیازمند تمرکز بر مسایل غیر فنی است:
"اگر شما بیشتر از یک سوم وقتتان را بر روی تکنولوژیهای مدیریت دانش صرف کنید ، شما محتوا ، فرهنگ سازمانی و نگرشهای انگیزشی که سیستم مدیریت دانش را مفید می سازند ، نفی کرده اید".
اخبار خوب برای بیشتر کارگران دانش اینست که اگر نیازمند زمان هستید ، شروع به کسب ، مدیریت و تسهیم دانش بکنید.کارلا دل از موسسه مرکز کیفیت و بهرهو وری آمریکا(APQC) به ماهیت انسانی اعتبار بیشتری می دهد:
"ما معتقدیم که بیشتر افراد تمایل طبیعی به یادگیری ، تسهیم و ایجاد چیزهای بهتر دارند.این ماهیت طبیعی به وسیله مسایل فرهنگی ، ساختاری، و لجستیکی مطرح می شود.
تغییر به فرهنگ تسهیم دانش:
یکی از موانع فرهنگی معمول در تسهیم دانش برای شرکتها و سازمانها در پاداش عملکردی افراد است. Anne stuart در مجله CIOمی نویسد:"مدیریت دانش اثربخش نیازمند ایجاد فرهنگ همکاری و حمایتی و حذف رقابت سنتی است.برای برخی از کارمندان ، یادگیری بسیاری از دانشها دردآور است.برخی نیز از آن به عنوان حقیقت آشکار قدیمی یاد می کنند که "دانش قدرت است".که به معنی "قوی ماندن" است.
ایجاد فرهنگ همکاری ممکن است نیازمند طراحی مجدد ارزشهای سازمانی و مشوقهای تشویق مشارکت برای رسیدن به اهداف سازمانی باشد.مدیران نیاز دارند تا عملکرد را بر مبنای تلاشهای کارکنان شرکت رتبه بندی کنند.تغییرات فرهنگی نیاز به زمان طولانی دارند.سازمانها انتظار دارند که در پروژه مدیریت دانش مشارکت کنند و سیستم مدیریت دانش را حفظ کرده و در یادگیری سازمانی و در نهایی کردن کارآیی آن تلاش و سرمایه گذاری کنند. از طرفی کارکنانی که در پروژه مدیریت دانش وقت می گذارند نیاز به هدایت و کمک دارند.
حمایت مدیران عالی عامل کلیدی است.
تغییرات در فرهنگ سارمان ، رفتار و فرآیندها معمولا به وسیله مدیریت دانش به وجود می آیبد. رهبران سازمان متعهد به تلاش هستند.داونپورت می نویسد : "که پروژه مدیریت دانش بدون حمایت مدیریت عالی شکست خواهد خورد".

گام 3:ایجاد تیم

مفهوم کلیدی: همه اعضای تیم با رهبر تیم شناخته شده اند و مهارتهای میان بخشی برای اجرا موفق مدیریت دانش دارند.
بعد از آنکه مشکل مشخص شد و هدف کسب و کار در اجرای مدیریت دانش روشن شد، سازمانها می توانند انواع دانش کارمندان به منظور حل مسئله را تعیین کنند.سئوالاتی مانند:"چه کسی دربانک دارای دانش خاصی است؟"،"چطور آنها کار می کنند؟"،"چه کس دیگری به آن دانش نیاز دارد؟،"چطور ممکن است افرادی که به آن نیاز دارند ، طبقه بندی شوند؟، مطرح می شود که باید به آنها پاسخ داده شود.علاوه بر این ، متخصصانی در سازمان وجود دارند که قبلا در جستجو و پاسخ به این سئوالات مهارت داشتند.
ایجاد و شروع یک سیستم مدیریت دانش نیازمند رنج وسیعی از مهارتها در یک تیم متمرکز است.همه اعضای تیم مدیریت دانش به وسیله اهداف مشخص شده پروژه و اهداف شرکت منسجم می شوند اما مهارتهای اعضای آن متنوع است.
همانطور که قبلا بیان شد،حمایت مدیریت عالی یکی از عوامل اساسی موفقیت در اجرای پروژه مدیریت دانش است.عامل کلیدی دیگر رهبری قوی تیم پروژه است.پروژه های مدیریت دانش دربرگیرنده رنج وسیعی از مرزهای سازمانی است.بنابراین رهبر تیم مدیریت دانش نیازی به مهارتهای مدیریت پروژه نخواهد داشت بلکه نیازمند دانش وسیعی از سازمان و مهارتهای افراد خبره است.همچنین Dan holsthouse مدیر استراتژی کسب و کار شرکت زیراکس بر ارتباط بین مدیریت دانش و کارگران دانش تاکید می کند.:"دانش به طور گسترده ای درباره افراد و کارشان است.(مدیریت دانش)تکنولوژی باید در شروع برای حمایت از کار همراه با دانش طراحی شود."
حضور اعضای IS همچنین برای عضویت در تیم مدیریت دانش الزامی است.آنها سیستمهای موجود را درک می کنند و زیرساختارهای فنی سیستم مدیریت دانش را سفارشی می کنند.

گام4:انجام ممیزی دانش
مفهوم کلیدی: ممیزی دانش منابع مورد نیاز دانش را برای حل مسائل کسب و کار شناسایی می کند.از اینرو سازماندهی دانش به وسیله توسعه طبقاتی شروع می شود که منعکس کننده چگونگی کارکرد سازمان است.
ممیزی دانش با کارکردن با کارکنان برای مشخص کردن دانش مورد نیاز برای حل مسئله کسب و کار شروع می شود.که در گام 1 شناسایی شده اند.در اینجا ، برخی متخصصان دانش فرآیندی را پیشنهاد می کنند که طولانی است.تجربه ما نشان می دهد که ضرورتی برای طی مسیر طولانی وجود ندارد. در واقع ، ممیزی دانش بهره ور ، نیازمند تمرکز بر پاسخگویی به سئوالات زیر است:"به منظور حل مسائل به چه دانشی نیاز داریم؟چه کسی دانش را از دست می دهد چه کسی در اختیار دارد و چه کسب از ان استفاده می کند؟"
ممیزی با شکستن اطلاعات به دو طبقه شروع می شود:در حال حاضر چه دانشی وجود دارد و چه دانشی از دست رفته است.مکان یا منبع اطلاعات از دست رفته شناسایی می شود و به اطلاعات مرتبط ساختار دهی می شود.در نتیجه ممیزی دانش ، تیم مدیریت دانش اطلاعات ضروری برای طراحی سیستم مدیریت دانش را به دست می آورند.
شناسایی دانش از دست رفته
یکی از اشتباهاتی که ممیزی دانش را محدود می کند، فهرست کردن داراییهای اطلاعاتی واضح موجود و یا اطلاعاتی است که مستند بوده و قابل انتقال هستند(مانند گزارشات تحقیقاتی، و پروپوزال فروش).یقینا، تیمهای مدیریت دانش نیاز دارند تا منابع صریح موجود را مشخص کنند و آنها را به طور اثربخش تر طبقه بندی کنند. ، اما باید منابع اعضایی که ممکن است از دست بروند ، را شناسایی کنند همانند :اخبار خاص صنعت که برای تحلیل رقابتی مورد نیاز است.
علاوه بر کسب دارایی های اطلاعاتی صریح ، سییستمهای مدیریت دانش باید به کسب دانش ضمن ساختار بدهند.دانش ضمنی مهارتهای افراد و تجارب آنها هستند و اغلب کلیدی ترین راه حل اثربخش برای بسیاری از مسایل حیاتی کسب و کار هستند.مثالهایی از دانش ضمنی شامل اطلاعات باارزش درباره یک گزارش که نویسنده می داند ولی مستند نشده است.دانش ضمنی معمولا در جواب سئوالاتی مانند زیر پیدا می شود:"چرا گزارش نوشته شده است؟""کجا نتایج استفاده می شود؟"،"پیامدهای گزارش چیست؟" و "چه کسی محتوای گزارش را درک می کند؟".
دو روش برای افزایش انتقال دانش ضمنی وجود دارد. یکی از این راهها ایجاد دانش ضمنی قابل دستیابی به وسیله کسب متاداده –داده درباره دارایی دانش ضمنی- است.از خبرگان پرسیده می شود که اغلب با چه سئوالاتی در حین انجام وظایفشان از سوی دیگران روبرو می شوند ، می تواند روشی برای شناسایی دانش ضمنی باشد.
روش دیگر برای افزایش انتقال دانش ضمنی ایجاد روشهای ارتباطی آسانتر با خبرگان و شناسایی آنها است.روشهای شناسایی خبرگان به وسیله تکنیکهای مدیریت دانش شامل ایجاد پایگاه داده مهارتها، جوامع تمرینی مجازی و شبکه های دانش و انبارهای قابل جستجوی رزومه افراد یا پروفایل مهارتهای آنها امکان پذیر است.
سازماندهی دانش
نقشه های دانش به کاربران تصویری بزرگ از سرمایه های عقلایی یک سازمان می دهند.آنها به افراد اجزائ ارتباط با منابع وسیع که میتواند اطلاعات مورد نیاز انها را تامین کند ، می دهند.روشهای بسیاری برای سازماندهی دانش وجود دارد که برخی از بقیه اثربخش تر هستند
رایج ترین و در عین حال اثربخش ترین روش برای نقشه کشی دانش در محیط سازمان سازماندهی دانش بر مبنای سیستمهای فیزیکی است جایی که اطلاعات قرار می گیرند.این ورای فضای فایل و فهرستی است که در سطح بالاتر در پایگاه داده ، مدیریت فایل ، سیستمهای مدیریت اسناد ، سیستمهای گروههای الکترونیکی و دیگران نشان داده می شود .این طبقه بندی به کارگران دانش در یافتن دانش کمک می کند برای اینکه آنها مکان دانش مورد نیاز خود را می یابند.
برای کسانیکه با معماری IT ناآشنا هستند یا معماری IT در سازمان را یاد نگرفته اند، سازمان کیفی دارایی های دانش مفید تر از سازمان فهرست فایلی است.سازمان کیفی به کارگران دانش در جستجوی سریعتر اطلاعاتی که در جستجوی آْن هستند ،کمک می کند.روشهای کیفی مناسب برای سازماندهی دارایی های دانش سازمان می تواند به روش فرآیندگرا یا کارکردگرا یا مفهومی طبقه بندی شود.طبقه بندی فرایندها در مدل عمومی برای درک مشتریان و بازارها برای مدیریت افراد و منابع استفاده می شود.
مدلهای کارکردی که بر مبنای ساختار سازمانی هستند ، معمولا در شرکتها وجود دارند اما باید به سمت کار بهتر به عنوان "بایگانی اطلاعات"حرکت کنند.آنها معمولا برای تسهیم اطلاعات در عرض کارکردها اثربخش نیستند.
مدل های مفهومی اغلب مفیدترین روش برای طبقه بندی هستند اما برای ساخت دهی و نگهداری دچار مشکل هستند.مدلهای مفهومی اطلاعات را بر مبنای موضوع همچون پروپوزالها ، مشتریان یا کارمندان سازماندهی می کنند.این بخشهای عمومی حاوی اطلاعات تولید شده به وسیله بخشهای متفاوت و در عرض کارکردهایی هستند که به انتقال دارایی های دانش در عرض سازمان کمک می کند.
در عمل ، بهترین سیستم برای کمک به کاربر نهایی سیستمی است که به سرعت بر اساس ترجیحات کاربر جستجو کند و اطلاعات مورد نیاز را به دست آورد.برای مثال ، هر کاربری ممکن است در جستجوی اطلاعات جدید باشد و سپس آنها را در سرور جدید ذخیره کند.در این مورد ، سیستم طبقه بندی به کاربر در یافتن اطلاعات مطلوب کمک می کند.
به هر حال ، اگر شخصی در جستجوی اطلاعاتی درباره مشتری خاصی باشد ، سیستم طبقه بندی فیزیکی ارزش کمتری را پیشنهاد خواهد کرد برای اینکه دانش درباره مشتری در سیستمهای اطلاعاتی فیزیکی توزیع شده است.در این مورد ، بهترین سیستم طبقه بندی نقشه دانش مفهومی است که شامل طبقات مشتری است.
بدون در نظر گرفتن اینکه سازمان چطور دانش را برای سازماندهی انتخاب می کند ، نقشه های دانش به کاربران در تسهیم دانش کمک می کنند و جستجوی سیستم درباره دانش را تسهیل می کنند.



گام 5:تعریف ویژگیهای کلیدی
مفهوم کلیدی: ایجاد چک لیستی از ویژگیهای کلیدی که اطمینان بدهد تکنولوژی مدیریت دانش که کسب می شود ، به حل مسائل کسب و کار با ارتقا زیرساختارها کمک می کند
اگر چه سیستمهای مدیریت دانش انفرادی به اندازه هر سازمانی متفاوت هستند اما ویژگیهای اساسی مشترکی دارند.که می تواند شامل موارد زیر باشد: باز بودن سیستم، قابل سنجش بودن، قابل سفارشی بودن، امنیت.
باز و توزریعی
سیستم های باز به کاربران اطمینان می دهند که اطلاعاتی که آنها نیاز دارند در هر زمانی در هر مکانی در دسترس هستند.با توجه به استانداردهای صنعت ، رنجی از HTML و TCP.IP تا ODBC، به سازمان اطمینان می دهند که تکنولوژیهای جدید به سرعت اجرایی می شوند و برای آینده قابل سفارشی شدن هستند.
بیشتر پروژه های مدیریت دانش نیاز به اجزای توزیعی سیستمهایشان دارند.این اجزا ممکن است در عرض سرورها در یک سایت برای افزایش سرعت سیستم باشند و یا اجزا می توانند از لحاظ جغرافیایی در سازمانهای جهانی توزیع شده باشند.توانایی سیستم مدیریت دانش برای اداره چنین توزیعهایی به اندازه شرکت و رشد سیستم مهم است.
قابل سنجش بودن
بیشترین شاخص محسوس سیستمهای مدیریت دانش در مشارکت و یا دسترسی به دانش است.این شاخص رهنمودی را برای ارزش سنجی محتوای اطلاعات و مناسب بودن برای سازمان پیشنهاد می کند.آنها برای راهنمایی مدیریت برای سنجش اثربخشی سیستم طراحی شده اند.و ممکن است برای سیاستهای طراحی شده برای تشویق تسهیم دانش در این سیستم مفید باشند.دیگر شاخص محسوس در سیستم مدیریت دانش گلوگاههای سیستم توزیعی است.گلوگاه در نتیجه نرم افزار و سخت افزار ناکافی به وجود می آیند. این شاخص ها به IS در رفع این گلوگاهها کمک می کنند.زمانیکه راهکارهای بالقوه را برای مدیریت دانش بررسی می کنیم، ممکن است که راه حل انتخابی ابزار و قابلیتهای آن برای گزارشگیری و سنجش عملکرد کارکنان باشد.
قابل سفارشی بودن
سیستم مدیریت دانش باید منعکس کننده فرآیندها ، افراد و محصولات منحصر بفرد سازمان باشد.این نیازمند قابل سفارشی بودن بسیاری از جنبه های سیستم ، از نقشه های دانش تا متاداده است.جنبه دیگر قابل سفارشی بودن واسط کاربر است . که بهتر است ترکیبی از واسطهای کاربر سیستمهای فعلی همانند اینترانت سازمان باشد.
امنیت
مسایل امنیتی در سیستمهای مدیریت دانش بیشتر روند فرهنگی دارند تا فنی..سازمانها اغلب سئوال درباره مفروضاتی درباره اینکه "چرا اطلاعات باید قابل دستیابی باشد" دارند.
در سطح فنی ، سیستم مدیریت دانش باید مدلهای امنیتی برنامه های فعلی سازمان را داشته باشد جایی که از تکرار اطلاعات جلوگیری می شود.

گام6:ایجاد بلوک هایی از مدیریت دانش
مفهوم کلیدی: مدیریت دانش با استفاده از مفهوم مرحله ای پیاده می شود. هر مرحله یا فازی بیان کننده بخش خاصی از راه حل مدیریت دانش است که بنیانی برای مرحله بعدی خواهد بود.
سیستم مدیریت دانش یک سازمان مجموعه ای از فناوریهای اطلاعات است که برای تسهیل جمع آوری ، سازماندهی ، و توزیع دانش بین کارکنان استفاده می شود.پروژه های مدیریت دانش موفق از "ایجاد بلوکهای فنی" استفاده می کنند.
جستجوی در فراسطح-جستجو در عرض انبارهای موجود
انسجام منابع قابل جستجوی اطلاعات موجود شامل سیستمهای مدیریت اسناد، پایگاههای داده و حتی اینترنت ،گام بزرگی در یکسان سازی دسترسی به دانش است و می تواند به آسانی با استفاده از جستجوکننده فرا سطح پیاده شود.یک جستجوگر ، پرس و جوها را به مجموعه وسیعی از منابع قابل جستجو توزیع می کند و مجموعه ای از نتایج منسجم را برای کاربر نهایی بر می گرداند.
به وسیله انبارهای رابط مشخص شده در مکانهای جغرافیایی یا منطقی ، جستجوگر می تواند بهره وری کاربر را به وسیله کاهش مقدار زمان مورد نیاز برای یافتن اطلاعات مرتبط بهبود دهد.
کاوش دانش
برخی کاربران از کلمات کلیدی ساده برای جستوجو و دسترسی به اطلاعات استفاده می کنند در حالیکه دیگران منابع هدف را می خواهند.به همان اندازه که منابع دانش افزایش می یابد، کاربر نهایی ممکن است با حجم وسیعی از نتایج نهایی روبرو شود.بسیاری از کاربران قبلا تجارب مشابهی در هنگام جستجو ی اینترنتی داشتند.آنها اغلب با هزاران یا دهها هزار نتیجه روبرو می شدند.
بهترین راه برای حل این مسایل طبقه بندی دارایی های دانش برای قادر سازی خوشه بندی نتایج جستجو به وسیله طبقات نقشه های دانش است.
انبار دانش
هدف انبار دانش ایجاد انباری قابل اطمینان و قابل اتکا است که متاداده ، محتواها و متن ها می توانند در آن ذخیره شوند.به واسطه فراهم آوردن انبار متا داده و ایمن ، انبار دانش ورای ظرفیت یک فایل ایندکس ساده است.یک انبار دانش زیرساختاری را برای کاربران برای دسترسی سهل تر به دانش ذخیره شده سازمان در شکل مستندات موجود یا داده فعلی فراهم می کند. و مکانی مرکزی برای دهها هزار فرم دانش بالقوه در سازمان است.از طریق این فرمها کاربران متاداده را عرضه می کنند و به طور اختیاری می توانند مستندات را به آن بچسبانند.
کسب دانش ضمنی
کسب و مدیریت دانش ضمنی نیازمند بیشتر از یک انبار قابل اتکا است.سیستم مدیریت دانش با توانایی ایجاد متاداده سفارشی درباره دارایی های ضمنی منبعی مهم در این زمینه محسوب می شود.علاوه بر این باید سیستم به کاربران اجازه دانش بارزش خود را حتی زمانیکه آنها مشارکت زیادی ندارند ، بدهد .
نقشه کشی دانش
با افزایش سرعت و صحت بازیابی اطلاعات ، سیستم مدیریت دانش با دارایی های دانش و با طبقات آن مرتبط می شود. این طبقات به وسیله مدیر اجرایی ، کاربر نهایی و یا ویرایشگر محتوا انجام می شوند.سیستم مدیریت دانش باید در طبقه بنید آن مشارکت کند و انعطاف پذیری کافی در محیط منحصربفرد سازمان داشته باشد.



گام7:برقرای ارتباط بین افراد و دانش
مفهوم کلیدی: حتی اگر سیستم مدیریت دانش به خوبی پیاده شود زمانی اثربخش خواهد بود که بتواند بین پایگاه داده ، خبرگان و جویندگان دانش و کارگران دانش ارتباطات راحت بهتر و کارآتر برقرار کند.
دایرکتوری دانش
پیداکردن اینکه"چه کسی چه چیزی می داند"در یک سازمان همیشه فرآیندی وقت گیر بوده است.نیاز به خبرگان یک موضوع و مبحث چیز جدیدی نیست هر چند بسیاری از سازمانها از "پایگاه داده مهارتها" برای حل این مساله کمک می گیرند.پایگاه داده مهارتها وابسته به کاربر نهایی است که پروفایل خود را به روز می کند که شامل تغییر کفایت ها و کارکردهای شغلی است.مدیر پایگاه داده باید به طور مستمر آن را به روز کند که شامل کارکنان جدید و کارکنان فعلی می باشد.
دایرکتوری دانش کارکنان را قادر به مشخص کردن مکان خبرگان برای تسهیم دانش ضمنی می کند. این دایرکتوری شبیه پایگاه داده مهارتها نیست در اینجا بعد از اینکه کاربر مشخص شد مهارتهای او جستجو می شود و دایرکتوری لیستی از خبرگان مرتبط با موضوع و اطلاعات تماس شان را برای مشارکت در تسهیم دانش صریح بر می گرداند در حالیکه یک دایرکتوری دانش باید به صورت دستی به روز شود ولی باید روشی برای اصلاح نتایج به دست آمده ارایه بدهد. بنابراین جنبه کلیدی دایرکتوری دانش توانایی برای قوانین تعریف شده توسط کاریر است (مثلا :"همیشه باب اسمیت بالاترین خبره در مدیریت شبکه است").
مدیریت محتوا
مدیریت محتوا اطمینان می دهد که اطلاعات صحیح ، مفید ، و طبقه بندی شده هستند و برای جستجو و پیدا کردن کاربر راحت و آسان هستند.حفظط و نگهداری محتوا ، اغلب آزاردهنده است ولی برای موفقیت حیاتی است.ویرایش محتوا ضرورتا شغلی تمام وقت نیست .بسیاری از تلاشها در مدیریت دانش شکست می خورند برای اینکه ویرایشگران محتوا زمان کافی برای ویرایش محتواها ندارند.
تکنولوژی از مدیران محتوا حامیت می کند و زمان مورد نیاز برای مدیریت محتوا را کاهش می دهد.ویژگی مهم برای مدیریت محتوا توانایی اضافه کردن و اصلاح متاداده ، و تغییر اطلاعات سازمان است.
جنبه دیگر مدیریت محتوا شامل اداره کردن موارد خاص ن همچون کارکنانی که شرکت را ترک می کنند ، است.مدیران محتوا نیاز دارند تا قادر باشند به پرسنل برای برقرای تماس مستقیم با خبرگان اطمینان خاطر دهند.
نتیجه گیری
اجرای سیستم مدیریت دانش ترس کمی ندارد ولی به هر حال ریسک آن را می تواند با پیاده سازی مرحله ای کاهش داد.تعهد مدیران عالی سازمان نسبت به آن الزامی است و آنان باید نقش مهمی در تعیین اهداف سازمانی و شناسایی مسائل کسب و کار که باید به وسیله مدیریت دانش حل شوند ، داشته باشند.هر سازمانی باید اهداف خود را تعریف کرده و و در مرد افراد و زمان انجام آن تعهد داشته باشد تا مدیریت دانش بتواند اجرایی شود.
در حالیکه ممیزی دانش فرآیندی کلیدی برای طراحی سیستمهای پیچیده است ، همچنین می تواند دامی باشد که قبل از نهایی شدن راه حل وجود داشه باشد.پروژه های مدیریت دانش اغلب در تلاش هستند تا در بیشتر از یک گام اجرایی شوند.به واسطه استفاده از راهکارهای ساده ، همچون جستجوگرها و انبارهای اطلاعاتی متمرکز برخی از مسایل اساسی به سرعت در طی ممیزی دانش مشخص می شود و مدیریت دانش می تواند به سرعت موفقیتها را با اعتماد به مشارکت کنندگان به دست آورد.
تکنولوژی نقش مهمی را در تواناسازی فرآیندها و متدولوژیهای مدیریت دانش ایفا می کند.برنامه های بسته ای (پکیج) می توانند سیستم سفارشی شده ای را بدون نیاز به برنامه نویسی سفارشی برای تواناسازی وظایف اساسی همچون خبرگان یک موضوع ، در اختیار سازمان قرار دهد.در نهایت سیستمهای مدیریت دانش باید باز ، ایمن و قابل سنجش باشند.

 

سوال 4)  .دستاوردها و موفقیت های بدست آمده از اجرای مدیریت دانش

شایان ذکرترین راهکار مدیریت دانشی که در بانک به کار گرفته شد، بر تغییر فرهنگ سازمانی متمرکز شده است. به منظور تسهیل تغییرات، مناطق حساس شناسایی گردیده و رهبری تمثیلی به عنوان اولین گام در نظر گرفته شد. یک جنبه بسیار مهم فرهنگ سازمانی، دیدگاهی است که توسط مدیریت بر روی سطوح نشان داده می‌شود. دیدگاه اولیه توسط معاون مدیر عامل شکل داده شده و توسط ریاست سازمان تأیید و ابلاغ گردید. در تمام مراحل حمایت از سوی مدیران ارشد ادامه یافت که در پیشرفت کار بسیار مهم است.برای بهبود بیشتر نقش رهبری و جایگزاری مدیریت دانش در متن فعالیت‌های شرکت، بانک تصمیم گرفت اجرای مدیریت دانش توسط مدیران را به عنوان ملاک شایستگی آنها و فاکتور اساسی در سنجش پروژه‌ها در نظر بگیرد. در خلال سنجش عملکرد، میزان به اشتراک گذاری دانش به گذاره‌های متعددی شکسته شد و کارمندان وضعیت خود و اینکه در کجا قرار دارند را به مقیاس از یک تا پنج تقسیم کردند به گونه‌ای که یک نشان دهنده «نیاز به دگرگونی فراوان» (ضعیف) و پنج «راه رفتن بر روی آب» (عالی) می‌باشد. بدین ترتیب مدیران می‌توانند یک ارزیابی صحیح از وضعیت خود داشته باشند.
مدیریت دانش اکنون به یک معیار سنجش یکپارچه برای برنامه استخدام بانک تبدیل شده است. در خلال فرآیند استخدام و به منظور جذب نیروهایی که به مدیریت دانش می اندیشند، از آنها می‌خواهند که مسیر کاری دلخواه خود را ترسیم نمایند.
اولویت دوم در زمینه تغییر فرهنگ سازمانی افزایش شانس همکاری و کار گروهی است. پیش از شروع راه‌کارها بانک اقدام به رفتن به دفاتری با محیط‌های باز برای تمامی سازمان نمود. تنها مدیرعامل و معاون وی دفاتر قبلی خود راحفظ کردند. در مراحل اولیه محیط‌های باز کاری، پر سروصدا به نظر می رسید؛ هر چند شکایت در این باره به زودی برطرف شد. چرا که افراد در این حالت می توانستند با فاصله‌های دورتر صحبت کنند و موانع فیزیکی از جمله دیوار بین اتاق‌ها حذف شده بود.
مورد سومی که مشخص شد پتانسیل تسهیل کننده در تغییر فرهنگ سازمانی دارد، ایجاد مشوق‌هایی برای به اشتراک گذاری دانش ارزیابی شد. این اقدام در ادبیات مدیریت دانش بحث زیادی ایجاد می‌کند و بانک متقاعد نشد که در نظر گرفتن مشوق‌ها، به ویژه در قالب پاداش مالی لزوما گام مثبتی باشد. تحقیقات دقیق روشن ساخت اگرچه به نظر می‌رسد این روش در سازمان‌های دیگر جواب می‌دهد، اما اجرای آن در بانک چند مشکل ایجاد می‌کند. از جمله این مشکلات لزوم ایجاد سیستمی برای ارزش‌گذاری دانش‌ها و نیاز به پرداخت دستمزد بیشتر برای مقادیر بیشتر دانش است. در حالی که برخی اداعا می‌کردند بهره‌وری و کیفیتی در فرهنگ سازمان وجود دارد که به صورت منظم و ساختاریافته میزان جایزه را تعیین و به اشخاص پرداخت می‌نماید، برخی دیگر معتقد بودند مزایای اضافه نظیر جایزه نقدی تأثیر منفی بر محرک‌های حقیقی دارد. در نهایت بانک تصمیم گرفت که تحولات در این زمینه را دنبال کند، اما بر این عقیده بود که رویکرد پاداش‌دهی با آنچه که سازمان در نظر دارد در حوضه فرهنگ به آن برسد مقایر است.

افزون بر موارد یاد شده یک سری راه‌کارهای کوچکتر وجود دارد نظیر تکنیک‌های پایش اطلاعات گسترش یافته و به کار گیری پایلوت برای ایجاد امکان دسترسی به اسناد و مدارکی که هم اکنون به صورت آن‌لاین قابل دسترسی نیستند. همگام با ارتقای سطح زیربناهای سخت‌افزاری سازمان برخی از این راه‌کارها قادرند برخی مفاهیم ارزشی سازمان را نیز مستحکم‌تر کنند برای مثال ایجاد محیطی دوستانه و همراه با تفاهم.

سوال 5) .نتیایج حاصل از اجرای مدیریت دانش که شامل شکست یا موفقیت می شود

علل مهم شکست مدیریت دانش و اهمیت تحقیق :
یکی از مهم ترین عواملی که طی یک دهه و نیم گذشته باعث شکست بسیاری از پروژه های مدیریت دانش شده است بیماری آتی زدگی نام دارد .

ریشه مشکل چیست ؟ شاید یکی از مهم ترین دلایل ، رویکرد نادرست و غلط به مدیریت دانش باشد . متخصصان تاکید می کنند که فناوری تنها یکی از اجزاء یک نظام مدیریت دانش است و این مشکل تا حد زیادی بر عهده شرکت های است که به بهانه مدیریت دانش درصد فروش نرم افزارهای خود هستند . دقیقاً مانند حالتی که به یک بیمار مبتلا به قند ، شیرینی خامه ای تجویز کرده و یا به نوزادی یک ماهه به زور کباب کوبیده خورانده شود . با توجه به این توضیحات با ید مدیران سازمانها رویکرد صحیحی به مدیریت دانش داشته و تحقیق بیشتری در این زمینه صورت دهند تا از بیماری آتی زدگی جلوگیری شود.

نتایج حاصل از اجرای مدیریت دانش در بانک صنعت و معدن 
منافع ناشی از ابتکار مدیریت دانش در بانک صنعت ومعدن  فراتر از آن است که بتوان از اجرای آن صرف نظر کرد ، کاهش هزینه ها ، اشتباه کمتر ، اداره روابط موثر با مشتری ، ارائه هوش رقابتی و .... با توجه به منافع گسترده مدیریت دانش باید موانع اجرایی آن را شناسایی کرد .در هنگام اجرای برنامه مدیریت دانش بایستی نسبت به برخی عوامل که در برنامه خلل ایجاد می کند و اجرای موفقیت آمیز آنرا دچار نقص می کنند آگاه بود . مجریان برنامه مدیریت دانش باید نسبت به شناخت این چالش ها حساس بوده و تاثیر آنان را درک کرده و اقدامات مقتضی را مبذول نمایند . در غیر این صورت چنین چالش هایی قطعاً اجرای موفقیت آمیز هر پروژه ای را با مخاطره مواجه خواهند ساخت .یکی از موارد دیگری که توجه به آن مهم است اشاره به این نکته است که هر سازمانی در مواجهه با پیاده سازی مدیریت دانش چالش های منحصر به خود و به طور قطع راهکارهای مخصوص به خود را دارد در نتیجه نمی توان یک راهکار یکسان برای همه سازمانها تجویز کرد ، چالش ها و موانع ارائه شده در مقاله حاضر در اکثر سازمانها مشاهده شده ولی هر سازمانی در هنگام پیاده سازی مدیریت دانش باید ضمن توجه به این موانع ، عوامل دیگر بازدارنده در سازمان خود را بشناسد و راههای تسهیل آنهارا فراهم کند، ضمن آنکه از آتی زدگی و توجه صرف به نرم افزارهای مدیریت دانش پرهیز کند .

موفقیت در فرایند مدیریت دانش در بانک صنعت و معدن توجه به موارد زیر ضروری است:
1- قابلیت اتصال: تکنولوژی به تنهایی برای موفقیت رویکرد مدیریت دانش کافی نیست. اما می‌تواند زیر ساخت مناسبی برای به اشتراک گذاشتن دانش و فعال ساز مهمی باشد. دسترسی همه بخش‌های سازمان به معمار مدیریت دانش، برنامه‌های مبتنی بر وب، دیوایس‌های سیار، ابزارهای داده کاری (data mining) ، پیشتازهای پشتیبان زیر ساخت مدیریت دانش هستند. تکنولوژی رفتارهای جدید دانش را فعال می‌سازد.
2- محتوا: در ابتدا، سازمان‌ باید ممیزی دانش را انجام دهد تا نقاط درونی و بیرونی تاثیرگذار بر دانش را شناسایی کند. نیروهای درونی و بیرونی تاثیر گذار بر دانش اشکال مختلفی دارند مانند: دانش مشتری یا ظهور رسانه‌های جدید.
3- اجتماع: مدیریت دانش موفق به اجتماع عملکردها یا گروهی از افرادی که در درون سازمان همکاری دارند، وابسته است. این افراد در مراحل مختلف نظیر آماده‌سازی، راه‌اندازی، انجام عملیات و کسب نتیجه نهایی با یکدیگر تعامل دارند.
4- فرهنگ: پشتیبانی و حمایت مدیریت ارشد، همسویی عقاید، اعتماد، انگیز‍ش اجزا اصلی فرهنگ مدیریت دانش به شمار می‌روند و توجه مستمر به این اجزا ضروری است. به عبارتی شما باید به اطلاعاتی که از همکاران دریافت می‌کنید، اعتماد داشته باشید و اطلاعاتی که همکار دیگر از شما دریافت می‌کند با توجه به اعتمادی که به کار شما دارد، ارزشمند خواهد بود و اگر این روند استمرار یابد موفقیت مدیریت دانش را سبب می‌شود.
5- تعاون: جریان های کاری در سازمان‌های دانش بسیار به هم وابسته هستند. این تعاون رمز موفقیت مدیریت دانش است، چرا که می‌تواند موانعی نظیر تفاوت فرهنگ‌ها  را از میان بردارد و افراد سازمان را در جهت رسیدن به اهداف هدایت کند.
6- سرمایه گذاری: سرمایه‌گذاری در مدیریت  دانش به منظور تسریع بهره‌گیری از نوآوری‌ها و افزایش دانش افراد سازمان عامل مهمی به شمار می‌رود.پس می‌توان گفت درک سیستماتیک و توجه به نکات فوق به سازمان‌ها کمک می‌کند تا ممیزی دانش را انجام دهند و استراتژی مدیریت دانش اثر بخش را با موفقیت پیاده سازی نمایند